تبليغاتX

طراحی سایت

قالب وبلاگ

خطابات و مناظرات

طراحی سایت


خطابات و مناظرات
 
گـــفـــــــتـــه هــا و نـــو شـــــــتـه هــا
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 توسط ابراهیم حسن تبار

 

تمام فعالیتهای بنده از این وبلاگ به این سایت منتقل شده است.

حضرت دوست



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 توسط ابراهیم حسن تبار

جهان در انتظار عدالت گستری مهدی موعود(عج)

وعده خدا حق است، آن روز فرا خواهد رسید که چهره درخشان مهدی(عج) نمایان و ظلمت غم افزای شب را از بین خواهد برد؛ آنان را که در تاریکی فساد و طغیان، گرفتار طوفان هولناک جرایم، جنایات و امواج خطرناک ظلم و ستم شده‌اند به ساحل نور و عدالت هدایت خواهد کرد.

امروز عموم فلاسفه و اندیشمندان، تنها علاج بیماریهای بشری و تنها راه جلوگیری از جنگ و تثبیت صلح و عدالت گستری را، تشکیل یک حکومت جهانی می‌دانند.

اگر کتاب‌ها و تواریخ اقوام و ملل مختلف جهان را بررسی کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که همه پیغمبران بزرگ، از موعود مصلح و مقتدری که روزی ظهور خواهد کرد خبر داده‌اند و دنیایی را که پر از هرج و مرج و ستم شده باشد، اصلاح خواهد کرد.

زیرا مهدی موعود (عج) تنها او است که این کشتی سرگردان و طوفان زده را به ساحل نجات می‌رساند و دنیای پر تلاطم، ظلم و آشوب و خونریزی را تبدیل به دنیای عدل و دوستی و محبت خواهد کرد و ستمدیدگان، از زیر بار ظلم و تجاوز، رهایی خواهد جست.

مذهب شیعه 12امامی که همواره منتظر ظهور آن موعود جهانی است، با ارائه مدارک مثبت و مسلم، مهدی آل محمد(ص) را به طور کامل در کتاب قرآن و همه ادیان الهی معرفی کرده و جای دعوی مهدویت را برای احدی باقی نگذارده است.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 توسط ابراهیم حسن تبار

 در کتاب شریف عیون اخبار الرضا(ع) ، ج ۲، ص ۸۵ درباره عمل چهل روزه آمده است:

من خلص لله اربعین یوما فجر الله ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه؛

هر کس خود را چهل روز برای خداوند خالص و پاک گرداند، خداوند چشمه های حکمت را

از قلبش بر زبانش جاری می سازد.

چله نشینی به این معناست که انسان در مدت چهل روز کمال مراقبت و توجه به خداوند را داشته باشد و سعی فراوانی در ترک گناهان و دوری از محرمات الهی داشته باشد و در این مدت با یاد الهی وذکر او و عبادت خالصانه وجودش را از نور و صفا لبریز سازد و زمینه تابش انوار الهی و درخشش آفتاب فطرت را در درون خویش فراهم آورد و چه فرصتی بهتر و پربار تر از ایام بین عاشورا تا اربعین شهادت اباعبدالله الحسین علیه السلام. ایامی که به واسطه ده روز عزاداری برای اباعبدالله و ریختن اشک قلب انسان از سیاهی و زشتی گناهان پاک گشته و آمادگی لازم را جهت خودسازی پیدا نموده است.
در راه بندگی خدا هیچ عنصری مانند عمل به واجبات الهی و دوری از محرمات نقش آفرین نمی باشد و  نماز و توجه به آن و اهمیت دادن به آن نقش ویژه ای دارد، و یکی از مهمترین درسهای نهضت عاشورای حضرت امام حسین علیه السلام همین برپایی نماز است. چقدر خوب است اگر بناست که بعد از عاشورا چله نشینی عزای حسین علیه السلام باشیم، پایبندی و تمام توجهمان به اقامه سر وقت نماز و افزودن بر کیفیت نماز باشد. حسین علیه السلام شهید شد تا ما این درس را بگیریم.

علاوه بر مطالبی که به عنوان اعمال مناسب چله نشینی گفته شد یعنی ترک گناه، عبادت خالصانه، گرامی داشتن نماز، مواردی دیگر همچون صدقه دادن، و دعا برای سایر مومنین نیز توصیه شده است. اما آنچه که به صورت ویژه توصیه شده که در ایام این چهل روز تا اربعین به جا آورده شود، دعای عهد (به جهت دعا جهت تعجیل در فرج حضرت و بیعت هر روزه با ایشان)  و زیارت عاشوراست.

به امید اینکه بتوانیم در پایان این ۴۰ روز جزو کسانی باشیم که با دست پر بر سر سفره اطعام اربعین حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام می نشینیم.


نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم آذر 1390 توسط ابراهیم حسن تبار

خاطره قرائتی از دختر زیبا در اتاق رئیس



حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسات درس‌هایی از قرآن که این هفته در تلویزیون درباره "نشانه‌های اخلاص" سخن گفته است.
به گزارش سه نسل به نقل از برنا، این فسر قرآن کریم همچنین در ادامه سخنانش درباره "زبرای مخلص، نوع کار تفاوتی ندارد" ، "عدم پافشاری بر خواسته‌های خود" ، "خود را مقصّر بدانیم نه دیگران را" ، "قیامت، روز بروز باطن انسان‌ها" ، "هواپرستی، مانع اخلاص در کارها" و ... سخن گفته است. آنچه در ادامه می‌خوانید گزیده‌ای از سخنان این استاد حوزه علیمه و دانشگاه است:

آدم مخلص خودش را مقصر می‌داند. حدیث داریم «وَ رَأَی نَفْسَهُ مُقَصِّراً بَعْدَ بَذْلِ کُلِّ مَجْهُودٍ وَجَد» (بحارالانوار/ج۶۹/ص۳۰۰) یعنی کسانی که تمام تلاش‌شان را می‌کنند اما باز هم می‌گویند: شاید خدا چیز دیگر می‌خواست، واقعاً من خیلی زحمت کشیدم اما خدا این را می‌خواهد یا خدا چیز دیگر را می‌خواهد، من خودم را مقصر می‌دانم. می‌گویم: «مِمَّنْ یرْجَی لَهُ الْخَلَاصُ مِنَ الرِّیاء» این امید هست که این خالص باشد. آدم‌هایی که تا یک کاری می‌کنند فکر می‌کنند نه من به وظیفه‌ام عمل کردم. من حق پدری‌ام را انجام دادم. از کجا؟ احتمال نمی‌دادی در تربیت بچه‌ات کوتاهی کرده باشی؟من حق همسری‌ام را انجام دادم. احتمال نمی‌دهی شما نسبت به همسرت کوتاهی کردی؟ من حق... من نمی‌دانم! بنده اگر بگویم: من حق تلویزیون را انجام دادم. ۳۲ سال در تلویزیون بودم. هر شب جمعه هم، یک شب جمعه هم تعطیل نشد. خوب واقعاً وظیفه‌ات این بود. ممکن است وظیفه‌ی تو چیز دیگری باشد.


ما بعد از امام زمان‌(عج) کسی را به اندازه‌ی امام خمینی دوست نداریم. ایشان در وصیت نامه‌اش فرمود: اگر قصوری یا تقصیری کرده‌ام، از خدا عذرخواهی می‌کنم و از ملت عزیز هم معذرت می‌خواهم. امام خمینی می‌گوید: قصور یا تقصیر! آنوقت شما مثلاً می‌گویی که...


من در اتاق یک رئیسی رفتم، کار داشتم. تا در را باز کردم دیدم یک دختری حالا یا دختر یا خانم، خیلی خوشگل است. تا در را باز کردم، اوه... چه شکلی! داخل اتاق رئیس رفتم گفتم: شما با این خانم محرم هستی؟ گفت: نه! گفتم: چطور با یک دختر به این زیبایی تو در یک اتاق هستی و در هم بسته است. گفت: آخر ما حزب‌اللهی هستیم. گفتم: خوشا به حالت که اینقدر به خودت خاطرت جمع است.


حضرت امیر به زن‌های جوان سلام نمی‌کرد. گفتند: یا علی رسول خدا سلام می‌کند تو چرا سلام نمی‌کنی؟ گفت: رسول خدا سی سال از من بزرگتر بود. من سی سال جوان هستم. می‌ترسم به یک زن جوان سلام کنم یک جواب گرمی به من بدهد، دل علی بلرزد. گفتم: دل علی می‌لرزد، تو خاطرت جمع است.


بعضی‌ها خودشان را از امیرالمؤمنین حزب‌اللهی‌تر می‌دانند. بعضی خودشان را از مراجع تقلید حسینی‌تر می‌دانند. کدام مرجع تقلید در تاریخ قمه زده است. خیلی حزب‌اللهی هستی قرآن بخوان، تدبر کن، نماز جمعه برو، به فقرا کمک کن، مشکل مردم را حل کن، می‌خواهی هم خون بدهی، بانک خون بیاید خونت را بگیرد و یک مسلمان را نجات بده. این آقایی که خودش را خونی‌کرده، خمسش را داده؟ تمام لقمه‌هایش حلال است؟ هر هفته نماز جمعه می‌رود؟ فقرای محله را رسیدگی می‌کند؟ یا فقط یک لباس می‌پوشد و خون می‌ریزد؟ کسی فکر کند اگر خودش را خونی کرد یا اگر مثل من در تلویزیون بود یا اگر نمی‌دانم هیئتی راه انداخت به وظیفه‌اش عمل کرده است. بعضی از افراد هستند ممکن است گران‌فروش باشند، اما روز عاشورا خرج بدهند. همه‌شان اینطور نیستند، اکثرشان خوب هستند. اما این را می‌گویم برای یک درصد. یک درصد آدم‌هایی که خرج می‌دهند اگر کلاهبرداری، اختلاس، ما آدم‌هایی داریم ظاهرشان هم خیلی مذهبی است، ولی انصافاً تجارت‌شان اسلامی نیست.


حدیث داریم روز قیامت افرادی می‌گویند: ما جبهه بودیم. خدا و فرشته‌ها می‌گویند: دروغگو، تو جبهه رفتی که بگویند: فلانی شجاع است. عده‌ای می‌گویند: ما در راه خدا، پول خرج کردیم. خدا و فرشته‌ها می‌گویند: دروغ می‌گویی. پول خرج کردی تا پز بدهی. عده‌ای می‌گویند: ما قاری قرآن بودیم. خدا و فرشته‌ها می‌گویند: دروغ می‌گویی. قرآن می‌خواندی تا بگویند: فلانی صوتش خوب است. ما نمی‌دانیم چه چیزی از مرز رد می‌شود. چه چیزی از مرز رد می‌شود. چه چیزی قبول می‌شود؟


یک دعا می‌کنم به اخلاص امام حسین به همه‌ی کارها اخلاص بده. اخلاص خیلی مهم است. می‌دانید معنای اخلاص چیست؟ کلمه‌ی اخلاص معنایش این است که اگر من روی منبر هستم، یک آقای دیگر وارد مسجد می‌شود. یک نامه می نویسند که جناب آقای قرائتی این روحانی محترم وارد شده، بحث‌هایش هم بحث‌های خوبی است. اگر می‌شود یک چند دقیقه کم حرف بزنید، سخنرانی‌تان را کوتاه کنید که ما از ایشان هم استفاده کنیم. اگر به من برنخورد معلوم می‌شود که اخلاص دارم.


انشاءالله خدا امام جمعه‌ی قبل شیراز را شفا بدهد. آیت الله حائری دید پای نماز جمعه‌اش یک کسی آمده و او هم خوب حرف می‌زند. گفت: اما خطبه‌ی دوم شما را سفارش می‌کنم به تقوا و خطبه‌ی دوم هم وقف این آقا. والسلام علیکم و رحمة الله! اصلاً خطبه‌ی دوم را نخواند. به حداقل اکتفا کرد و گفت: وقف! مخلص این است. راحت بگذرد. چه اصراری داریم حتماً از این خیابان برویم. مگر امام حسین در این خیابان است از این خیابان برو. چه اصرار داریم که مثلاً...


حسینیه‌ها باید بازوی مسجد باشد. خدای نکرده، خدای نکرده زبانم لال، نکند تکیه‌ها و حسینیه‌ها رقیب مسجد باشد. یعنی یک جمعی در مسجد بروند یک جمعی هم در حسینیه بروند. در مدینه مسجدی ساختند پیغمبر فرمود این مسجد را خراب کنید. برای اینکه این مسجد « تَفْریقاً بَینَ الْمُؤْمِنین» (توبه/۱۰۷) مسلمان‌ها را تفرقه می‌اندازد. چند تا آنجا می‌روند، چند تا آنجا می‌روند.


عزاداری باید در شأن امام حسین باشد. خیلی اشک برای امام حسین ارزش دارد. خیلی! شنیدم آیت‌الله العظمی خوانساری که از مراجع تقلید است و امام درباره‌اش فرمود که: مرجع المتقین، آیت‌الله سید احمد خوانساری در بازار تهران. در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود حدود هشتاد، نود سال درس خواندم و درس دادم اما برای قیامتم جز اشکی که برای اهل بیت ریختم به هیچ چییز امید ندارم. خیلی عزاداری ارزش دارد. خوشا به حال مداح‌ها، منبری‌ها، عزادارها، خوشا به حالشان. ولی به همان مقداری که ارزش دارد هرچه طلا گرانتر باشد دزدش هم بیشتر است. مواظب باشید.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 توسط ابراهیم حسن تبار

حاج عباس قمی؛ عالمی اندیشمند و متعهد/ آثار و تألیفات حاج عباس

حاج شیخ عباس قمى مرزبان صدیق ایمان بود، او در عصر خویش شاهد هجوم فرهنگى دشمنان دین، به قلب اسلام و روحانیت بود و با رویکرد مناسبی که پیش گرفت و فعالیتهایی که داشت در این جبهه به مبارزه پرداخت.

در سال 1294 هجری قمری در محله حرم شهر قم و در منزل مردی پارسا به نام محمدرضا کودکی دیده به جهان گشود. او را "عباس" نام نهادند تا در میدان علم و تقوا گام نهد و همچون حضرت عباس (ع) دلیر و شجاع و خدمتگزاری پرتلاش برای اسلام باشد.

عباس در کودکی با واژه های قرآنی آشنا می شد و با صوت دلنشین و زمزمه قرآن به خواب می رفت. صدای تلاوت قرآن، فضای زندگی او را نورانی و معطر کرده بود. خانه پدر بیشتر یک مکتب بود تا یک منزل مسکونی. دوران کودکی و نوجوانی شیخ عباس قمی در زادگاهش، شهر قم، سپری شد.

پدر حاج شیخ عباس، مردی صالح بود که به خوبی و نیک نامی معروف بود. مردم او را مردی با تقوا، پرهیزکار و آشنا به مسائل دینی می شناختند و برای یادگیری احکام دین به نزد وی می رفتند. نام مادرش زینب بود. درباره مادر شیخ عباس گفته اند: «مادرشان هم از زنان نمونه بود. یادم هست یک بار با آن مرحومه سر سفره بودم. یک دستم را روی نان گذاشتم و با دست دیگر تکه ای را از آن جدا کردم. ایشان فرمودند: این کار جسارت است که دست روی نان بگذاری. نان را دو دستی بلند کن و یک تکه از آن را جدا کن. ایشان به این ریزه کاری ها توجه داشت.»

شیخ عباس تحصیلات ابتدایی را در آن شهر فرا گرفت. سپس در1316 قمری به نجف رفت مرحوم حاج شیخ عباس قمی پس از ورود به حوزه علمیه نجف، در حلقه اساتید و بزرگان آن دوره شرکت جست. شیخ عباس قمی، معروف به محدث قمی، تحت تأثیر ملکات فاضله و صفات برجسته و علم سرشار استادش حاجی نوری و نیز شایستگی ذاتی و آمادگی بالای خود، به مقامات چشمگیری از علم و عمل رسید. شیخ به مدت چهار سال از محضر این استاد عالی قدر بهره گرفت.

همکاری در تأسیس حوزه علمیه قم

مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری وقتی که حوزه علمیه قم را تأسیس نمود و به آن رونق بخشید برای پربار نمودن بنیه علمی و فکری طلاب، از علما و بزرگان دینی دعوت به همکاری کرد. یکی از کسانی که بیش از همه به وجود او نیاز داشت و به عنوان بازوی توانمند او محسوب می‏شد، حاج شیخ عباس قمی بود.

شیخ آقا بزرگ تهرانی در این باره می‏فرماید: "هنگامی که حاج شیخ عبدالکریم حائری، مؤسس حوزه علمیه، وارد قم شد و علمای قم از ایشان در خواست کردند در آن شهر اقامت کند و سروسامانی به حوزه و آن مرکز دینی بدهد. حاج شیخ عباس یکی از معاونان و یاوران او بود. با اینکه آن موقع در مشهد زندگی می‏کرد، سهم زیادی در این کار داشت و یکی از بزرگترین مروجان حاج شیخ عبدالکریم به شمار می‏رفت و با دست و زبان او را تأیید می‏کرد."

آثار و تألیفات

در چنین شرایطى حاج شیخ عباس همچون یک عالم متعهد وارد صحنه شد و مانند یک طبیب روح و قلب مسلمین را آرامش بخشید. او با نگارش کتاب جاوید مفاتیح الجنان و منازل الاخره مردم را به سوى دعا و معنویت دعوت کرد و با تألیف فوائد الرضویه و تحفةالاحباب و الکنى و الالقاب و هدیة الاحباب، بزرگان دین و دانشمندان وارسته شیعى را به جوانان مسلمان معرفى کرد.

سفینة البحار، منتهى الامال، الانوار البهیه، تتمه المنتهى، منازل الاخرة، الفوائد الرضویه، تحفةالاحباب،  چهل حدیث  والفوائد الرجبیبه برخی دیگر از آثار شیخ عباس هستند .

رحلت

شیخ عباس قمی 23 ذیحجه( بنا به برخی روایات نیز 22 ذیحجه)  سال 1359 هجری قمری، حالش منقلب گردید و پی در پی نام ائمه اطهار علیه‏السلام را بر زبان جاری می‏ساخت. آن شب به علت کسالت فراوان نمازهایش را نشسته خواند و نیمه شب دعوت حق را لبیک گفت و در سن شصت و پنج سالگی به لقاءاللّه‏ پیوست.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 توسط ابراهیم حسن تبار


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم آبان 1390 توسط ابراهیم حسن تبار

دو نکته طلبگی برای درس خواندن

تحصیل طلبه

اینکه درس خواندن خوب است، شیوه مند هم هست، راه و روش هم دارد، مساله تازه ای نیست. همه طلبه ها می دانند باید درس بخوانند. از این میان گروهی هستند که با اسلوب، شیوه و روش درس خواندن آَشنا هستند.

 یکی از راه ها و روش های موثری که می تواند فراگیری و یادگیری درس را آسان تر کند، یادداشت برداری است.

غالبا وقتی استاد مطلبی را می گوید که احساس می کنیم باید آن را درحافظه موقت مان بایگانی کنیم، سعی می کنیم در لابلای سطور و یا کنار کتاب یادداشت کنیم تا بعد از چندین بار مطالعه، کاملا آن را یاد گرفته و اصطلاحا برای ما ملکه شود.

اما خود این نوشتن هم راه و روش دارد، اسلوب دارد، تکنیک دارد.

خیلی ها مطلب می نویسند اما بعدا نمی توانند آن را پیدا کنند. یا طوری می نویسند که اگر کس دیگری بخواهد آن را بخواند هرگز نخواهد توانست.

 برخی هم آنقدر پراکنده نویسی می کنند که معلوم نیست کتاب مطالعه می کنند یا یادداشت های خودشان را به هر حال آش شله قلمکاری می شود که فقط آشپزش می فهمد چه کار می کند.

به هر حال در این مقاله به شیوه های نوشتن درس اشاره می کنیم. البته با دو سخن زیبا از مراجع بزرگوار، مقاله امروز را خدمت شما خوانندگان عزیز ارائه می کنیم.

کلامی از بزرگان

آیة الله فاضل لنکرانی (دامت برکاته) که از مراجع عظام و اساتید معظم درس خارج حوزه علمیه قم بود می فرماید:

آنچه برای یک طلبه مهم است، آن است که علاوه بر اینکه تمامی گفته‌های استاد را در حافظه اش ضبط می نماید، باید آن ها را با معیارهای فکری مورد قبول خود سنجیده و صحت و سقم آن را از نقطه نظر خود تشخیص دهد... یعنی در همان جلسه درس مساله را تمام کند و شب برای آنکه این مطالب را فراموش نکند آن ها را یادداشت کند.(1)

یکی دیگر از اساتید درس خارج می فرماید:

امام خمینی رحمه الله در درس خود در مسجد سلماسی قم، به طلاب می فرمودند: اگر بیست سال هم بر سر درس ما حاضر شوید، هیچ نتیجه ای نمی گیرید، مگر آنکه قبل از درس مطالعه کرده و با انتخاب نظریه بر سر درس حاضر شوید.(2)



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 توسط ابراهیم حسن تبار

ارتباط با مسیحیان

ارتباط با مسیحیان اشكال ندارد.(1) مگر این كه انسان بترسد گرفتار انحراف‌های عقیدتی شود و یا به ارتكاب گناهان كشیده شود.پرهیز از آنان مخصوصاً برای افراد ضعیف الایمان لازم و ضروری است

شیوه دعوت دوست مسیحی , دو روش دارد;

راه اول: شیوه عملی یعنی پاكی وصداقت عملی و آداب معاشرت در اسلام و شیوه اخلاقی جناب عالی می تواند او رابه اسلام فرا خواند, مثلاً اگر مریض شد, عیادتش می روید و هدیه می برید و توضیح می دهید به خاطر عمل به دستور اسلام چنین كرده اید, حضرت علی (ع)با شخصی كلیمی همسفر شد و بسیار احترام گذاشت . وقتی به سر دوراهی رسیدند,

حضرت باید از او جدا می شد, ولی مقداری همراهی كرد, سپس اجازه برگشتن خواست .یهودی پرسید: چرا پیش تر جدا نشدی ؟ حضرت فرمود: دستور حضرت محمد(ص) است كه مقداری همسفر را مشایعت كنیم . و نیز فرمود: مردم را با عمل و نه فقط با زبان ـ به راه خیر بخوانید. وقتی صداقت و ایمان و عبادت و پاكی و كمك به دیگران و احترام به والدین را بروز دهیم و اخلاق معصومان را رعایت كنیم , بدون تردید اثر خواهد داشت .

 

راه دوم , روش نظری است . بهترین شیوه دعوت این است كه سایتی را معرفی نمایید و یا كتاب های اسلامی را كه جالب است , از اسلام بخواند

 


پی‌نوشت‌ها:

1 . آیت اله خامنه ای، استفتاآت،‌ص 63، سؤال 316.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم آبان 1390 توسط ابراهیم حسن تبار

قالَ الامام محمد تقی الجواد (علیه السلام):

الاْدَبُ عِنْدَ النّاسِ النُّطْقُ بِالْمُسْتَحْسَناتِ لا غَیْرُ، وَ هذا لا یُعْتَدُّ بِهِ ما لَمْ یُوصَلْ بِها إلى رِضَااللهِ سُبْحانَهُ، وَ الْجَنَّةِ، وَ الاْدَبُ هُوَ أدَبُ الشَّریعَةِ، فَتَأدَّبُوا بِها تَکُونُوا أُدَباءَ حَقّاً.

امام جواد(ع)فرمود: مفهوم و معناى ادب از نظر مردم، تنها خوب سخن گفتن است که رکیک و سبک نباشد، ولیکن این نظریّه قابل توجّه نیست تا مادامى که انسان را به خداوند متعال و بهشت نزدیک نگرداند. بنابر این ادب یعنى رعایت احکام و مسائل دین، پس با عمل کردن به دستورات الهى و ائمّه اطهار (علیهم السلام)، ادب خود را آشکار سازید.
منبع: ارشاد القلوب دیلمى،ص 160


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط ابراهیم حسن تبار

روضه خوانی در نگاه علما

نوحه و مصیبت، خواندن شعر و مرثیه، گریاندن مردم و ... از عباداتی است که دارای ثواب و پاداش فراوانی در نزد پروردگار است.

آنگونه که در تاریخ آمده است؛ بیش از همه، امام سجادعلیه السلام بر این امر مداومت داشتند و در هر مجلس و مناسبتی، به یاد پدر مظلوم خود می افتادند و با ذکر وقایع غمبار عاشورا، سیلاب اشک از دیدگان خود جاری میکردند و دیگران را میگریاندند.

درباره اهمیت گریستن و گریاندن بر مصائب اهل بیت علیهم السلام روایات متعددی داریم که بر این امر بسیار تشویق کردهاند و اثرات فوقالعادهای را برایش بیان فرمودهاند. از جمله، روایتی که مرحوم سید بن طاوس در «لهوف» نقل فرموده که:

وَ رُوِیَ أَیْضاً عَنْ آلِ الرَّسُولِ (صلوات الله علیهم) أَنَّهُمْ قَالُوا: مَنْ بَكَى أَوْ أَبْكَى فِینَا مِائَةً ضَمِنَّا لَهُ عَلَى اللَّهِ الْجَنَّةَ وَ مَنْ بَكَى أَوْ أَبْكَى خَمْسِینَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ بَكَى أَوْ أَبْكَى ثَلَاثِینَ فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ بَكَى أَوْ أَبْكَى عَشَرَةً فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ بَكَى أَوْ أَبْكَى وَاحِداً فَلَهُ الْجَنَّةُ وَ مَنْ تَبَاكَى فَلَهُ الْجَنَّة

طبق این روایت هر کس بر اهل بیت علیهم السلام بگرید یا بگریاند و یا خود را شبیه گریهکنندگان کند، بهشت از آن او خواهد شد.

روایت دیگر:

زید شحام میگوید:

«نزد امام صادق علیه السلام با جمعی از اهل کوفه بودیم که جعفر بن عفان وارد شد. امام صادق علیه السلام او را نزدیک خود جای داد. سپس فرمود: ای جعفر! گفت: بلی، خدا مرا قربانت کند.

فرمود: شنیده ام تو درباره عزاداری حسین علیه السلام خوب شعر می گویی؟

گفت:بلی، خدا مرا قربانت کند.

فرمود: بگو.

پس جعفر، شعری درباره حسین علیه السلام انشاء کرد که امام صادق علیه السلام و تمام افرادی که در اطرافش بودند، گریستند و اشک بر صورت و محاسن شریفش جاری شد.

سپس فرمود: ای جعفر! به خدا قسم دیدم ملائکه مقرب خدا، اشعار تو را درباره حسین علیه السلام می شنیدند و آن ها هم گریه میکردند؛ آن چنان که ما گریه کردیم؛ بلکه آن ها بیشتر گریه کردند.

ای جعفر! خدا همین الان بهشت را بر تو واجب کرد و گناهانت را بخشید.

سپس فرمود: می خواهی درباره اهمیت این عمل بیشتر برایت بگویم.

گفت: بلی آقای من!

فرمود: کسی نیست که درباره حسین علیه السلام شعری بگوید؛ سپس گریه کند و بگریاند، مگر آن که خداوند بهشت را بر او واجب می گرداند و گناهان او را می بخشد.» (2)



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم مهر 1390 توسط ابراهیم حسن تبار

توصیه‌ آیة الله بهجت برای زیارت امام رضا علیه السلام

«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور - کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:

«غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه نهم مهر 1390 توسط ابراهیم حسن تبار

در کتابی دیدم که روایتی از رسول الله الاعظم نقل کرده اند با این مضمون :

روزی پيامبر اعظم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) به امیرالمومنین على ( عليه السلام ) فرمودند : اى على جبرئيل به من گفت: آرزو داشتم بخاطر انجام هفت كار از جنس بشر باشم تا بتوانم آنها را انجام دهم.

1ـ در نماز جماعت شركت كردن.
2ـ همنشينى با علما.
3ـ اصلاح و آشتى برقرار كردن بين دو نفر كه با هم قهر هستند.
4ـ محبت و نوازش نمودن نسبت به يتيمان.
5ـ عيادت مريض نمودن.
6ـ تشييع جنازه كردن.
7ـ در موسم حجّ به حاجيان در مكه آب دادن.

سپس پيامبر خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) به على ( عليه السلام ) مى فرمايد: يا على در انجام اين امور جدّى و كوشا باش.

توضیحات :
حضرت جبرائیل در ملکوت آسمان ها می تواند آثار یک عمل و اصل و محتوای آن را تماشا کرده و آن را درک نماید.
این که او به این هفت کار آرزومند است و حتی حاضر است از مقام والای فرشتگی مقرب الهی به کسوت انسانیت در آید هم قابل تأمل است.
معلوم می شود در این هفت کار چیزی هست که او به خوبی مطلع است.


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم مهر 1390 توسط ابراهیم حسن تبار
در سوگ امام صادق (ع)؛ رئیس مذهب جعفری و بسط دهنده فقه شیعه
سلام بر تو اى سرور عابدان و شكافنده دانش پيامبران 
در اصول كافى، ارشاد شيخ مفيد، كشف الغمه و برخى كتابهاى ديگر، از رحلت امام صادق (ع) به لفظ «مضى‏» «مات‏» و «قبض‏» تعبير شده است.

ظاهر اين لفظ ها نشان مى‏دهد امام به مرگ طبيعى جهان را بدرود گفته است، اما در فصول المهمه و مصباح كفعمى (به نقل مجلسى در بحار) نيز در كتابهاى ديگرى آمده است: امام را زهر خوراندند. (1)

ابن شهر آشوب در مناقب نوشته است ابو جعفر منصور او را زهر خورانيد (2) و بايست چنين باشد، زيرا با كينه‏ اى كه منصور از او داشت و بيمى كه از روى آوردن مردم بدو در دل وى راه يافته بود، آسوده نمى‏نشست. آنان كه با تاريخ زندگى اين مرد آشنايند، مى‏دانند او به كسانى كه براى رساندنش به مسند خلافت هر كوشش را به كار بردند، رحم نكرد و از جمله آنان ابو مسلم بود كه برپايى دولت عباسيان مرهون رنجهايى است كه او در اين باره بر خود نهاد. گناه ابو مسلم-چنان كه ازاسناد تاريخى بر مى‏آيد، اين است كه هنگام خلافت‏ سفاح، به منصور چنان كه بايد حرمت نمى‏ نهاد، پس طبيعى است كسى را كه از او مى‏ترسد و از علاقه و احترام مردم بدو آگاه است آسوده نگذارد و تحمل نكند. ولى چنان كه خواهيم ديد، به ظاهر از رحلت آن امام بزرگوار دريغ مى‏خورد.

كلينى به اسناد خود از ابو ايوب روايت كند: نيم شبى منصور مرا خواست. چون بر او در آمدم، بر كرسى نشسته بود و شمعى پيش روى داشت و نامه‏ اى مى‏خواند و مى‏گريست. بر او سلام كردم. نامه را به سوى من انداخت و گفت: از محمد بن سليمان است. از مرگ جعفر بن محمد خبر مى‏دهد و سه بار «انا لله و انا اليه راجعون‏» را بر زبان آورد و گفت: كجا مانند جعفر يافت مى‏شود؟ سپس گفت: بنويس! در بالاى نامه نوشتم اگر شخص معينى را وصى قرار داده گردن او را بزن. چون پاسخ نامه رسيد، معلوم شد پنج تن را وصى خود كرده است: منصور، محمد بن سليمان، عبد الله، موسى و حميده. و در روايت ديگرى به جاى محمد بن سليمان، محمد بن جعفر است و به جاى حميده، مولايى از موالى ابو عبد الله و اضافه دارد: منصور گفت اينان را نمى‏توان كشت. (3)

يعقوبى از اسماعيل بن على بن عبد الله بن عباس روايت كند: بر منصور در آمدم، ديدم ريش او از اشك چشمش نمناك است. سبب پرسيدم، گفت: نمى‏دانى به خاندان تو چه رسيده است.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه یکم مهر 1390 توسط ابراهیم حسن تبار
شخصی از حضرت آیةالله بهجت رضوان‌الله تعالی علیه پرسید: "راهی به این‌جانب نشان دهید تا آرامش قلبی داشته و از تلخی و ناگواری‌های زندگی محزون نباشم؟"

بهجت عارفان در پاسخ به این شخص فرمودند: "به چیزی غیر از توکل و یاد خدا برای انسان، آرامش حاصل نمی‌شود و چیزی غیر از اعراض از یاد خدا و غفلت، زندگی را تلخ و ناگوار نمی‌کند.


خیلی خوب است که خدا به انسان چنین قوه و یقینی بدهد که برای غیرخدا محزون نشود! [این منظور] شجاعت و ایمان و استقامت قوی لازم دارد."


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم شهریور 1390 توسط ابراهیم حسن تبار
يادمان پاسدار بلند همت مكتب اهل بيت (ع) علامه سيدمرتضي عسكري

بزرگ مرزدار انديشه غدير و كوشنده خستگي‌ناپذير، حضرت علامه سيد‌مرتضي عسكري (ره) به تاريخ دوشنبه هجدهم جمادي‌الثاني ۱۳۳۲ ه.ق برابر با بهار ۱۲۹۳ ه.ش در شهر سامرا و در جوار بارگاه ملكوتي امامين همامين حضرت علي النقي امام هادي و حضرت امام حسن عسكري (ع) پا به عرصه وجود نهاد.

عمر ايشان به يكسال نرسيده كه پدر بزرگوارشان كه از سلسله علماي پارساي عصر خويش بودند رخت از دنيا بسته و به ديار باقي مي‌شتابند. از همين رو در دامان و تحت توجهات جد‌ مادريشان ، آيت‌الله ميرزامحمد شريف عسكري تهراني معروف به خاتم المحدثين پرورش مي‌يابند. علامه عسكري در همين رابطه مي‌گويند:« پدرم مرحوم آيت‌الله سيد‌محمد حسيني معروف به شيخ الاسلام بود. درعصر صفوي اجداد ما را از سبزوار به ساوه دعوت كردند و آنها شيخ‌الاسلام ساوه شدند. در آن عصر براي شهرستان‌ها شيخ الاسلام فرستاده مي‌شد چنان كه امروز درهر شهر و شهرستاني امام جمعه تعيين مي‌كنند. در شهر ساوه سني‌هاي متعصبي بودند كه اجداد ما در طول زمان مردم ساوه را شيعه كردند. تمامي اجدادم لقب شيخ الاسلام را داشتند جز من كه لقب عسكري را دارم، به مناسبت تولدم در شهر عسكريين (ع) كه سامرا باشد.(۱) مرحوم آيت‌الله سيد محمد حسيني (شيخ الاسلام) ساوجي ساليان متمادي ملازم و همراه عالم رباني مرحوم آيت‌الله سيد مرتضي كشميري بوده و از روي شدت علاقه و ارادتي كه به اين استاد خود داشته بعد از وفات آن عالم بزرگ نام فرزندش را مرتضي گذاشت.



ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

تبادل لینک

خرید بک لینک